« وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنی‏ وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ[سوره ابراهیم/35] و یاد کن زمانى را که ابراهیم گفت: پروردگارا، این شهر ( مکه ) را تحت مقرّراتى ویژه ایمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستش بت ها دور دار»
سوال:
با اینکه حضرت ابراهیم (علیه السلام)قهرمان توحید بود، پس چرا دعا کرد خدایا! مرا از شرک دور کن؟
پاسخ:
پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) نیز همواره در صراط مستقیم گام بر می داشت، با این حال در هر نماز می گفت: «اهدنا الصراط المستقیم »یعنی اگر کسی یقین هم دارد در راه راست قدم بر می دارد، باز باید از خطر انحراف بترسد و از خداوند استمداد کند.
دعابرای حفظ فکر وعقیده صحیح از بهترین دعاهاست.احتمال خطر شرک از هیچ مقامی حتی قهرمان توحید و ابراهیم دور نیست.
ماهم باید دعا کنیم که خدایا مارا در راه مستقیم که راه اهل بیت (علیهم السلام) باشد ثابت قدم بدار و نباید به عبادات و طاعتهایمان مغرور شویم.





طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: حضرت ابراهیم، شرک، موحد، دعا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 اسفند 1392 توسط : محمد شمسیان


« الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ [سوره رعد/28]» 
«بازآمدگان به سوى خدا کسانى اند که به او ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد خدا آرام مى گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دل ها آرامش مى یابد»
سوالی که در باره آرامش پیش میاد این هست که دلها و بویژه دل مومن، با یاد خدا آرام می گیرد، اما در آیات دیگری می خوانیم هر گاه مومن خدا را یاد کند دلش به لرزه می افتد «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ » [1] آیا این لرزش و آرامش می تواند در یکجا جمع شوند؟ راه توجیه آن چیست؟
پاسخ:
برای تصور وجود این همزمان بودن آرامش و لرزش در یک فرد، توجه به این مثال ها راهگشا می باشد:
الف: گاهی انسان بخاطر وجود همه مقدمات، اطمینان و آرامش دارد،اما در عین حال از نتیجه هم نگران و بیمناک است.مثل جراح متخصصی که به علم و کار خود مطمئن است ولی باز در هنگام عمل یک شخص مهم دلهره دارد.
ب: فرزندان، هم به وجود والدین، احساس آرامش می کنند و هم از آنها حساب می برند و می ترسند.

[1].سوره انفال/2.





طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: آرامش، دل، مومن، لرزه، یادخدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اسفند 1392 توسط : محمد شمسیان


«اقْتُلُوا یُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً یَخْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبیکُمْ وَ تَکُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحینَ [سوره یوسف/9]
یوسف را بکشید یا او را در سرزمینی ( نامعلوم ) بیفکنید تا توجه پدرتان تنها برای شما باشد و پس از آن ( از راه توبه نزد پدر و خدا ) گروهی صالح باشید. »

انسان در برخورد با نعمت چهار حالت دارد:حسادت، بخل، ایثار، غبطه.
اگر پیش خود گفت:حالا که ما فلان نعمت را نداریم،دیگران هم نداشته باشند، حسادت است.اگر پیش خود بگوییم: فقط ما برخوردار از این نعمت باشیم ولی دیگران نه، این بخل است.اگر بگوییم: دیگران از نعمت برخوردار باشند، اگر چه به قیمتی که ما محروم باشیم ، این ایثار است واگر بگوییم: حالا که دیگران از نعمت برخوردارند، ای کاش ما هم بهره مند می شدیم، این غبطه محسوب می شود.امام باقر(ع) فرمودند: من گاهی به بعضی از فرزندانم محبت می کنم و آن ها را روی زانوانم می نشانم در حالی که استحقاق این همه محبت را ندارند ،تا مبادا علیه سایر فرزندانم حسادت بورزند و ماجرای یوسف تکرار شود.(1)
گرچه شدت علاقه پدر به یوسف بی دلیل نبود بلکه به خاطر کمالات او بود ولی برادران احساس تبعیض کردند وخیال کردند علاقه ی بی دلیل است وهمین احساس آنان را به توطئه وادار کرد.
فرق است بین تبعیض و تفاوت.تبعیض ؛برتری دادن بدون دلیل است.ولی تفاوت؛برتری بر اساس لیاقت است.مثلا نمره های یک معلم تفاوت دارد ،ولی این تفاوت حکیمانه است ،نه ظالمانه. علاقه حضرت یعقوب به یوسف حکیمانه بود نه ظالمانه. ولی برادران یوسف این علاقه را بی دلیل پنداشتند.

منبع:
[1].بحارالانوار/ج74/ص78.





طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: نعمت، انسان، حسادت، بخل، ایثار، غبطه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1392 توسط : محمد شمسیان




« وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا یَعْلَمُ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا یُشْرِکُونَ[یونس/18]

مشرکان به جاى خدا چیزهایى را مى پرستند که نه زیانى به آنان مى رساند و نه سودى عایدشان مى کند، و در توجیه آن مى گویند: آنها شفیعان ما نزد خدایند. به آنان بگو: آیا مى خواهید خدا را به چیزى خبر دهید که در آسمان ها و زمین از آن آگاهى ندارد با این که خدا از همه چیز آگاه است ؟ او منزّه و برتر از این است که به او شرک ورزند.
»

شیخ احمد مصطفی مراغی در تفسیر مراغی(1)خود ،با تمسک و استفاده از آیه 18 سوره یونس توسل به اولیاء و زیارت قبور را رد کرده است.در حالی که اولا: در این آیه (یعبدون) به کار رفته و در زیارت و توسل کسی را پرستش نمی کنیم.ثانیا:ما به حیات برزخی معتقدیم ،قرآن هم شهیدان را زنده می داند.ما از اولیای خدا که در راه خدا شهید شده اند،تقاضای دعا داریم.مقایسه آنان و شهدا با سنگ و چوب ، بی انصافی است.
خدای متعال می فرماید: «وابتغوا الیه الوسیله[سوره مائده/35 ] »
«به سوی خدا وسیله ای بجویید»
چه وسیله ای بهتر از ائمه اطهار(علیهم السلام) تا ما را به خدا نزدیک کند و با او پیوند بزند، وسیله هایی که صفات خدای متعال در آن ها (در درجه پایین تری )جلوه کرده است.

 

 

[1].تفسیر نور/ج 5





طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: توسل، زیارت، اهل بیت ع،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 اسفند 1392 توسط : محمد شمسیان
حد واقعی حجاب شرعی
همیشه وقتی درخصوص حجاب بحثی مطرح میشود ناگهان ذهن به تقابل دوگروه در جامعه در خصوص حجاب متبادر میشودگروه اول افراد اخلاق مدار  پایبند به قانون و شرع در خصوص حجاب و گروه دوم افرادی که خط قرمز اخلاق و شرع و قانون را زیر پا میگذارند و بی حجابی میکنند ؛البته در نگاه اسلام و چهار چوب قانون و اخلاق افرادی که حجاب را رعایت نمیکنندهم درنگاه دیگران وهم  در وجدان خودمحکوم هستند اما به جهت هواهای نفسانی وشایدغفلت ازفطرت الهی خودبه این گناه آلوده کننده ی جامعه و خانواده تن درمیدهند، اما بحث حقیردرخصوص مطلب دیگری است که من باب تذکربه گروه اول که  در حفظ عفاف و بنیان خانواده کوشاهستندعرض میشود؛ مسائلی که بنده متذکرمیشوم از باب فراموشی نسبی خیل عظیم این گروه بانوان است که البته متاسفانه رسانه ی ملی به عنوان یک رسانه ی اسلامی دربه فراموشی سپرده شدن این مطلب کمال اقدام را انجام داده است وبه نوعی به صورت عرف در آورده است البته خواهیم دید که این عرف، عرف غیرشرعی و دینی است وبه هیچ وجه مورد قبول دین نمی باشد.
اما مساله: در خصوص حد حجاب بانوان است که مراجع معظم تقلید به وضوح به آن اشاره کرده اند که مقدارواجب پوشش صورت برای بانوان در مقابل نامحرم به مقداری است که انسان در موقع وضو صورت را میشورد یعنی از محل روییدن مو تا چانه و همچنین واجب است که از باب مقدمه زن مسلمان مقداری بیشتر از این قسمت ها را بپوشاند{1} .خب ممکن است خواننده ی محترم بگوید که این حرف تازه ای نیست واغلب این را شنیده ایم وعمل هم میکنیم درجواب بایدعرض کنم که درست درهمین جا غفلتی عظیم صورت گرفته است که بانوان محترم از آن غافل شده اند وحتی برخی از اهل علم هم به این مطلب توجهی نکرده اند.
اما آنچه که موردغفلت واقع شده است آن است که خانم ها از تعبیر چانه معنای غلطی میفهمند یعنی که بانوان قسمت زیرین چانه را هم به عنوان اینکه جایز است در مقابل نامحرم پیدا باشد نمی پوشانندوشاید اصلا توجهی هم ندارندکه قطعا به نظر همه ی مراجع معظم تقلید این کار خلاف شرع است و خانم در این خصوص مرتکب معصیت می شود، به یاد دارم زمانی مقنعه هایی بود به نام چانه دارکه خیلی از افراد ازآن استفاده میکردندوخب پوشش اسلامی را رعایت میکردنداما کم کم با توجه به کارغیر فرهنگی رسانه ی ملی در نشان دادن خانم های بازیگری که روسری خود را گره میزدند به زیر گلو ویا نشان دادن استفاده از روسری های به اصطلاح شالی ؛که در هر دو نوع متاسفانه زیر چانه وحتی مقداری از گردن هم پیدا بودوبعد از مدتی برای خانم ها ملکه شد که این قسمت را لازم نیست بپوشانند البته خیلی از خانم های محجبه و متدین به این مطلب توجه داشته ودارند وبه سبب رعایت همین مطلب صورت خود را بیشتر نیزمی پوشانند که از باب مقدمه ی واجب کاری است صحیح ومستحب .
ای کاش در رسانه ی ملی کارشناسی خبره ودقیق وجودمیداشت که مدیران رسانه ی ملی را در این خصوص آگاهی میداد و یا حداقل ناظرین تولید به خوبی آموزش میدیدند که شاهد این فرهنگ سازی غلط وغیر اسلامی در تنها کشور شیعه در جهان  نمی بودیم.
{1}{عروة الوثقی جلد دوم صفحه 319}





طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: حجاب، حدشرعی، بانوان محجبه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 بهمن 1392 توسط : عبدالله جان برکف

در روزهای اخیر شاهدشروع سریال های مختلف ازشبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم؛ از جمله ی آنها میتوان به سریالی به نام( سرزمین کهن) اشاره کرد ، ظاهرا این سریال مربوط به دوران رژیم طاغوت است که در آن به استبداد دستگاه حاکمه و هم چنین مبارزات مردم و اعتراض به رژیم فاسد شاهنشاهی و وقایع آن دوران اشاره دارد که فیلم از این جهت  داراری بار ارزشی است و قابلیت تحسین دارد ؛ اما آن چه که باعث تاسف و تاثر است و حتی در همین چند صحنه ی کوتاه آغازین سریال و هم چنین تبلیغات آن مشاهده میشود آن است که اکثر بانوان بازیگر در این سریال حجاب اسلامی ندارند و موهای سر آن ها در مقابل دوربین نمایان است و البته تفاوتی بین بازیگران پیر و جوان هم وجود ندارد و همه در این کار خلاف شرع و البته به دستور کارگردان سهیم هستند واضح و روشن است که طبق نظر قاطبه ی  مراجع معظم  تقلید(دامت برکاتهم) نگاه کردن به عکس و یا فیلم  زنی که انسان او را میشناسد و او حد حجاب شرعی را رعایت نکرده باشد حرام است[1] حتی اگر خانم از کلاه گیس هم استفاده کرده باشد باز هم حرمت آن واقع است [2] والبته مساله ی ما نگاه کردن مخاطبین است در ساخت آن که قطعا فعل حرام رخ داده است و جز انچه هست به مطلب دیگر تعریض نمیکنیم در ضمن  اگر افراد یک مطالعه ی اجمالی نسبت به احکام دین داشته باشند به خوبی متوجه میشوند.
متاسفانه بعد از پخش سریال(( کلاه پهلوی)) با توجه به عدم اهتمام به مسایل شرعی در آن ، راه جدیدی برای برخی از کارگردانان باز شده  است که آنها هم به راحتی بتوانند به اهداف غلط خود برسند و فرهنگ غیر اسلامی و منحط را ترویج دهند البته همه میدانیم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نجیب ترین و سالم ترین رسانه ی دنیای امروز است و علت آن وجود چهار چوب اسلامی است و اگر این چهار چوب به هر روش کمرنگ شود  از نجابت رسانه می کاهد و آن  را به ابتذال می کشاند .
سوالاتی در خصوص ساخت و تولید این سریال ها مطرح میشود :آیا در هنگام ساخت ناظر تولید وجود ندارد؟اگر وجود دارد اثر را از چه جهت بررسی میکند؟آیا ناظر تولید نسبت به مسایل شرعی (البته تنها در خصوص فیلم سازی حلال)احاطه دارد؟ آیا حتی بعد از مراحل تولید نظارتی بر محتوا و شکل سریال صورت نمیگیرد؟اگر همه این مراحل وجودارد چرا نتیجه میشود سریال هایی مثل کلاه پهلوی و سرزمین کهن؟
به نظر میرسد از دوحال خارج نیست یا افراد نسبت به مسایل آگاهی ندارند و جاهل هستند(از مسئولین اصلی گرفته تا افراد مرتبط با خود سریال) و یا خدای نخواسته افرادی هستند معاند و مغرض با اسلام و اجرای اسلام حقیقی و  در صدد ایجاد انحراف در جامعه اسلامی (نستجیر بالله )
در هر دوصورت بر مسئولین رسانه ی ملی واجب  است که نسبت به اصلاح و عدم پخش این گونه سریال ها اقدام کنند و به اسم حمایت از هنر و هنرمندان  از این گونه فعالیت ها حمایت نکنندو در مقابل عمل غلط موضع درست اتخاذ کنند و متاسفانه این روند اگر عادی شود قطعا اثر آن در جامعه خواهد بود و کم کم  شاهد هستیم در شبکه نسیم زنان و دختران بی حجاب را به راحتی نشان میدهند ؛ در پیام های بازرگانی هم که بانوان نقش ابزار تبلیغاتی پیدا کردند و البته عادی شده است......اینها ثمره ی عدم توجه به نکات شرعی است.
همه میدانیم  که  در روز قیامت باید در محضر عدل الهی پاسخگو باشیم والبته پاسخگویی مسئولینی که نسبت به فرهنگ و عدم انحطاط جامعه نقش اساسی داشتند و در این امر کوتاهی کردند قطعا مشکل است و در روز جزا جز شرمندگی و حسرت چیزی برایشان نمی ماند .
در انتها حقیر به عناون یک مسلمان ایرانی ، یک استاد حوزه ،  یک معلم  به جناب آقای ضرغامی رئیس رسانه ی ملی عرض میکنم اگر شما نسبت به این قبح شکنی ها و ساخت این سریال ها اقدامی نکنید این کار وزر و وبال شما خواهد بود در روز قیامت و در پنجاه سال بعد بجای اینکه بگویند خدا رحمتش کند میگویند خدا از سر تقصیراتش نگذرد که این بدعت ها و قبح شکنی ها در زمان مدیریت او رخ داد .                                                                                      اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

[۱] نگاه‌کردن به تصویر زن نامحرم، حکم نگاه‌کردن به خود زن نامحرم را ندارد اما اگر تصویر مربوط به زن مسلمان و درآن پوشش زن کامل نیست باید از نگاه کردن اجتناب کرد. استفتااز دفتر مقام معظم رهبری در تهران/
[2]استفاده از کلاه گیس و موی مصنوعی برای حجاب مجزی نیست و موی مصنوعی نیز باید از نامحرم پوشیده باشد. استفتا از دفتر مقام معظم رهبری در تهران




طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: سرزمین کهن، بی حجابی، رسانه ی ملی، ضرغامی، توجه به حجاب در سریال، گناه واضح، حکم حجاب بازیگران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 بهمن 1392 توسط : عبدالله جان برکف

ساده انگاری ما در نقل و بیان احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام و عدم رجوع به اسناد و مدارک صحیح حدیثی باعث شده است که برخی از احادیث را در غیر موضوع و معنایی که در آن صادر شده است به کار بریم و هدف دیگری را که خود می پسندیم و لو اینکه هدف خیری باشد از آن تامین نماییمو یا اینکه افراد با این کار بتوانند خرافه و اشتباهات را در دین زیاد کنند و از آن در جهت اهداف شیطانی خود استفاده کنند .

اما آنچه  در این مطلب اشاره میکنیم  است ، حدیثی است که در ابتدای ماه ربیع الاول در زبان  مردم از زبان مبارک رسول گرامی اسلام نقل می شود به این مضمون که هر که خروج و تمام شدن ماه صفر را به من بشارت دهد ،من بهشت را به او بشارت و نوید می دهم.

آنچه در این نقل بروز دارد و از آن بر می آید آن است که این خود ماه ربیع و وارد شدن در آن و خروج از ماه صفر است که موضوعیت دارد و منشا بشارت به بهشت است و دیگر آنکه بشارت دهنده بدان به طور عام و غیر مشخص طبق قول حضرت مشمول بهشت است که البته در همین جا نیز سوالی در اول نظر بوجود می آید که چگونه می تواند فقط بشارت دادن به موضوعی بدون آنکه فرد متحمل زحمت و سختی و بهایی شود موجب ورود او به جنت باشد؟

اما آنچه در واقع و متن کامل حدیث مذکور است که در ذیل ذکر خواهد شد چیزی کاملا جدای از مطلب مشهور فوق را بیان می نماید؛ در آنکه این بشارت نه بشارتی عام بلکه بشارتی خاص و در مورد فردی مشخص است و دیگر آنکه آنچه در بیان خاتم انبیاء مقصود است که تصریح بدان می شود آن است که مردم و اصحاب از مقام بالای یک انسان بهشتی آگاه شوند که آن شخص کسی نیست جز صحابی ممتاز رسول خدا و یار وفادار امیرالمومنین علیهما السلام حضرت ابوذر غفاری رحمة الله علیه؛

(البته که این بیان به هیچ وجه دفع فضایل و ایام الله و اعیاد بزرگ و مبارک ربیع نمی کند که آن در جای خود اثبات شده است و تنها در مقام رفع فهم نادرست در خصوص این روایت است .)

متن کامل حدیث:

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏ کَانَ النَّبِیُّ ص ذَاتَ یَوْمٍ فِی مَسْجِدِ قُبَا وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ،فَقَالَ أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْکُمُ السَّاعَةَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ،فَلَمَّا سَمِعُوا ذَلِکَ قَامَ نَفَرٌ مِنْهُمْ فَخَرَجُوا وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ یُحِبُّ أَنْ یَعُودَ لِیَکُونَ أَوَّلَ دَاخِلٍ فَیَسْتَوْجِبَ الْجَنَّةَ،فَعَلِمَ النَّبِیُّ ص ذَلِکَ مِنْهُمْ فَقَالَ لِمَنْ بَقِیَ عِنْدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ: إِنَّهُ سَیَدْخُلُ عَلَیْکُمْ جَمَاعَةٌ یَسْتَبِقُونَ. فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ،فَعَادَ الْقَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُمْ أَبُو ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ،فَقَالَ لَهُمْ فِی أَیِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهُورِ الرُّومِیَّةِ؟


فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ قَدْ خَرَجَ آذَارُ یَا رَسُولَ اللَّهِ.فَقَالَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِکَ یَا أَبَا ذَرٍّ وَ لَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ یَعْلَمَ قُومِی أَنَّکَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ وَ أَنْتَ الْمَطْرُودُ عَنْ حَرَمِی بَعْدِی لِمَحَبَّتِکَ لِأَهْلِ بَیْتِی فَتَعِیشُ وَحْدَکَ وَ تَمُوتُ وَحْدَکَ وَ یَسْعَدُ بِکَ قَوْمٌ یَتَوَلَّوْنَ تَجْهِیزَکَ وَ دَفْنَکَ أُولَئِکَ رُفَقَائِی فِی الْجَنَّةِ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُون.1


از ابن عباس نقل شده که گفت: روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله ) به همراه تعدادی از اصحابشان در مسجد قبا نشسته بودند،رسول خدا (صلی
الله علیه و آله) فرمود: اولین کسی که الان بر شما وارد می‌شود، مردی از اهالی بهشت است،برخی از اصحاب تا این سخن را شنیدند، برخاسته و از مسجد خارج شدند، تا دوباره وارد شده و اولین کسی باشند که بهشت بر او واجب می‌شود،

پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوجه شده، و به بقیه اصحاب که نزد ایشان بودند، فرمودند: اکنون جماعتی در حال سبقت گرفتن از یکدیگر، بر شما وارد می‌شوند، (ولی از میان آنها) کسی که پایان یافتن ماه آذار (البته برخی گفته اند آذار همان صفر است که مبرهن است آذار ماه رومی است و صفر ماه قمری ) را بر من بشارت بدهد، اهل بهشت است،

آن جماعت برگشتند و وارد شدند و ابوذر رضی الله عنه نیز همراه‌شان بود،پیامبر به آنها فرمود: ما در کدام‌یک از ماه‌های رومی هستیم؟

 

ابوذر گفت: یا رسول الله! ماه آذار به پایان رسیده است.پیامبر فرمود: ای اباذر! من این مسأله را می‌دانستم ولی دوست داشتم قوم من بدانند که تو مردی از اهالی بهشتی، و چطور این‌گونه نباشد، در حالی که تو بعد از من به دلیل محبتت به اهل بیتم، از حرم من طرد (تبعید) می‌شوی، تنها زندگی می‌کنی و تنها می‌میری، و قومی که امر کفن و دفن تو را انجام می‌دهند، به واسطه‌ی تو خوشبخت می‌شوند، آنها دوستان من در بهشتی هستند که به پرهیزکاران وعده داده شده است.(از کتاب معانی الاخبار (النص / ۲۰۴) و همچنین کتاب علل الشرایع مرحوم شیخ صدوق (ج ۱ / ص ۱۷۵))


لذا قول پیامبر صلی الله علیه و آله تنها در همان زمان و مکان به عنوان شرطی برای معرفی مرد بهشتی دارای مفهوم است و نه به معنای مطلق آن در همه زمانها و مکانها. در حالی که همین حدیث امروزه در بین برخی شیعیان اینگونه مطرح شده است که هرکس در پایان ماه صفر در هفت مسجد را بزند و به پیامبر پایان ماه صفر را خبر دهد او اهل بهشت خواهد بود.






طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: ربیع الاول، ابوذر غفاری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 دی 1392 توسط : عبدالله جان برکف


بسم الله الرحمن الرحیم

لفظ پیامبر اسلام لفظی است که از قدیم مورد استفاده ی مستشرقان بوده و هست ، آنها با این لفظ  میخواهند این مفهوم را برسانند که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم تنها آورنده ی دین اسلام است و نه پیامبر خداوند متعال .

آنها با این کلام میخواهند از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله انکار پیغمبری خداوند را بکنند و البته قبول دارند که او دین اسلام را در بین مردم ایجاد و ترویج کرده است .

متاسفانه دیده میشود که این لفظ هم بین افراد مسلمان و حتی در اهل علم و دقت هم رواج پیدا کرده است وبجای  لفظ  رسول الله لفظ رسول و پیامبر اسلام  استعمال میشود اگر چه این افراد هیچ قصدی برای انکار نبوت و فرستاده بودن حضرت از جانب خداوند متعال ندارند اما اینگونه استعمال الفاظ صحیح نیست ، مثلا افرادی که که خارج از دین اسلام هستند با خواندن این لفظ یعنی لفظ پیامبر اسلام ؛از جانب نویسنده پی به بی اعتقادی او در خصوص نبوت حضرت ختمی مرتبت میبرند .

بنابراین بجاست که ما مسلمین با استفاده ی صحیح از الفاظ و دقت در معانی و وجه استعمال الفاظ ؛ در عمل دیگران سهیم نباشیم و آنکه از روی بی اعتقادی چنین استعمالی میکند را مروج نباشیم .خاصه که این مطلب از نقاط حساس و اساسی و اصول قطعی دین اسلام می باشد که در خصوص آن هیچ اختلافی وجود ندارد .

پس به جای واژه ی استعمالی و ابداعی مستشرقان بی اعتقاد ( یعنی اصطلاح رسول یا پیامبر سلام ) از واژه ی صحیح و دقیق و اعتقادی رسول خدا یا پیغمبر خدا_ که در واقع این مطلب را به مخاطب می رساند که او فرستاده ی خداوند عالمیان است و هم اوست که دین خاتم و کامل را آورده است از جانب حضرت حق _ استفاده کنیم .

                                                                                       





طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: پیامبر اسلام، پیامبر خدا، فرستاده ی خدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 6 مهر 1392 توسط : عبدالله جان برکف
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic