تبلیغات
ذی القربی - مطالب اسفند 1392


« وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنی‏ وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ[سوره ابراهیم/35] و یاد کن زمانى را که ابراهیم گفت: پروردگارا، این شهر ( مکه ) را تحت مقرّراتى ویژه ایمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستش بت ها دور دار»
سوال:
با اینکه حضرت ابراهیم (علیه السلام)قهرمان توحید بود، پس چرا دعا کرد خدایا! مرا از شرک دور کن؟
پاسخ:
پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله) نیز همواره در صراط مستقیم گام بر می داشت، با این حال در هر نماز می گفت: «اهدنا الصراط المستقیم »یعنی اگر کسی یقین هم دارد در راه راست قدم بر می دارد، باز باید از خطر انحراف بترسد و از خداوند استمداد کند.
دعابرای حفظ فکر وعقیده صحیح از بهترین دعاهاست.احتمال خطر شرک از هیچ مقامی حتی قهرمان توحید و ابراهیم دور نیست.
ماهم باید دعا کنیم که خدایا مارا در راه مستقیم که راه اهل بیت (علیهم السلام) باشد ثابت قدم بدار و نباید به عبادات و طاعتهایمان مغرور شویم.





طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: حضرت ابراهیم، شرک، موحد، دعا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 اسفند 1392 توسط : محمد شمسیان


« الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ [سوره رعد/28]» 
«بازآمدگان به سوى خدا کسانى اند که به او ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد خدا آرام مى گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دل ها آرامش مى یابد»
سوالی که در باره آرامش پیش میاد این هست که دلها و بویژه دل مومن، با یاد خدا آرام می گیرد، اما در آیات دیگری می خوانیم هر گاه مومن خدا را یاد کند دلش به لرزه می افتد «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ » [1] آیا این لرزش و آرامش می تواند در یکجا جمع شوند؟ راه توجیه آن چیست؟
پاسخ:
برای تصور وجود این همزمان بودن آرامش و لرزش در یک فرد، توجه به این مثال ها راهگشا می باشد:
الف: گاهی انسان بخاطر وجود همه مقدمات، اطمینان و آرامش دارد،اما در عین حال از نتیجه هم نگران و بیمناک است.مثل جراح متخصصی که به علم و کار خود مطمئن است ولی باز در هنگام عمل یک شخص مهم دلهره دارد.
ب: فرزندان، هم به وجود والدین، احساس آرامش می کنند و هم از آنها حساب می برند و می ترسند.

[1].سوره انفال/2.





طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: آرامش، دل، مومن، لرزه، یادخدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 اسفند 1392 توسط : محمد شمسیان


«اقْتُلُوا یُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً یَخْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبیکُمْ وَ تَکُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحینَ [سوره یوسف/9]
یوسف را بکشید یا او را در سرزمینی ( نامعلوم ) بیفکنید تا توجه پدرتان تنها برای شما باشد و پس از آن ( از راه توبه نزد پدر و خدا ) گروهی صالح باشید. »

انسان در برخورد با نعمت چهار حالت دارد:حسادت، بخل، ایثار، غبطه.
اگر پیش خود گفت:حالا که ما فلان نعمت را نداریم،دیگران هم نداشته باشند، حسادت است.اگر پیش خود بگوییم: فقط ما برخوردار از این نعمت باشیم ولی دیگران نه، این بخل است.اگر بگوییم: دیگران از نعمت برخوردار باشند، اگر چه به قیمتی که ما محروم باشیم ، این ایثار است واگر بگوییم: حالا که دیگران از نعمت برخوردارند، ای کاش ما هم بهره مند می شدیم، این غبطه محسوب می شود.امام باقر(ع) فرمودند: من گاهی به بعضی از فرزندانم محبت می کنم و آن ها را روی زانوانم می نشانم در حالی که استحقاق این همه محبت را ندارند ،تا مبادا علیه سایر فرزندانم حسادت بورزند و ماجرای یوسف تکرار شود.(1)
گرچه شدت علاقه پدر به یوسف بی دلیل نبود بلکه به خاطر کمالات او بود ولی برادران احساس تبعیض کردند وخیال کردند علاقه ی بی دلیل است وهمین احساس آنان را به توطئه وادار کرد.
فرق است بین تبعیض و تفاوت.تبعیض ؛برتری دادن بدون دلیل است.ولی تفاوت؛برتری بر اساس لیاقت است.مثلا نمره های یک معلم تفاوت دارد ،ولی این تفاوت حکیمانه است ،نه ظالمانه. علاقه حضرت یعقوب به یوسف حکیمانه بود نه ظالمانه. ولی برادران یوسف این علاقه را بی دلیل پنداشتند.

منبع:
[1].بحارالانوار/ج74/ص78.





طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: نعمت، انسان، حسادت، بخل، ایثار، غبطه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1392 توسط : محمد شمسیان




« وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا یَعْلَمُ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‏ عَمَّا یُشْرِکُونَ[یونس/18]

مشرکان به جاى خدا چیزهایى را مى پرستند که نه زیانى به آنان مى رساند و نه سودى عایدشان مى کند، و در توجیه آن مى گویند: آنها شفیعان ما نزد خدایند. به آنان بگو: آیا مى خواهید خدا را به چیزى خبر دهید که در آسمان ها و زمین از آن آگاهى ندارد با این که خدا از همه چیز آگاه است ؟ او منزّه و برتر از این است که به او شرک ورزند.
»

شیخ احمد مصطفی مراغی در تفسیر مراغی(1)خود ،با تمسک و استفاده از آیه 18 سوره یونس توسل به اولیاء و زیارت قبور را رد کرده است.در حالی که اولا: در این آیه (یعبدون) به کار رفته و در زیارت و توسل کسی را پرستش نمی کنیم.ثانیا:ما به حیات برزخی معتقدیم ،قرآن هم شهیدان را زنده می داند.ما از اولیای خدا که در راه خدا شهید شده اند،تقاضای دعا داریم.مقایسه آنان و شهدا با سنگ و چوب ، بی انصافی است.
خدای متعال می فرماید: «وابتغوا الیه الوسیله[سوره مائده/35 ] »
«به سوی خدا وسیله ای بجویید»
چه وسیله ای بهتر از ائمه اطهار(علیهم السلام) تا ما را به خدا نزدیک کند و با او پیوند بزند، وسیله هایی که صفات خدای متعال در آن ها (در درجه پایین تری )جلوه کرده است.

 

 

[1].تفسیر نور/ج 5





طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: توسل، زیارت، اهل بیت ع،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 اسفند 1392 توسط : محمد شمسیان
عرضه اعمال

ما شیعیان اعتقاد داریم که اعمال و رفتار ما عرضه میشود ومورد بازدید قرار می‌گیرد.

 «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ [توبه/۱۰۵]»
(بگو: عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می‌بینند! و بزودی، بسوی دانای نهان و آشکار، بازگردانده می‌شوید و شما را به آنچه عمل می‌کردید، خبر می دهد!)(۱)

این آیه بیان کننده این است که خدای متعال و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اهل بیت (علیهم‌السلام) از عملکرد ما آگاهی پیدا می‌کنند. این عرضه اعمال یا روزانه یا هر هفته یا هر ماه انجام می‌گیرد، اگر اعمال ما خوب باشد اولیای خدا از ما شاد می‌شوند و اگر بد باشد نگران و اندوهگین خواهند شد. ایمان به این عرضه‌ی اعمال در ایجاد تقوا و حیا موثر است.

سوالی که مطرح می‌شود این است چرا بیننده اعمال هم خدا و هم اهل‌بیت (علیهم‌السلام) باشند؟

هر چه بیننده اعمال بیشتر باشد، شرم و حیای انسان از خلاف‌کاری بیشتر است، به خصوص اگر بیننده خدا و پیامبر و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) باشند. و این اعمال (به غیر از خدای متعال) به کسانی عرضه می‌شود که خود دچار گناه نشوند و از حرام‌ها دوری کنند و دارای عصمت باشند.

روایات درباره عرضه اعمال:

امام حسین (علیه‌السلام) می‌فرماید: هر بامداد اعمال این امت بر خدای متعال عرضه می شود.(۲)
پیامبر اکرم (علیه‌السلام) می‌فرماید: روز دوشنبه و پنج شنبه کارها عرضه می‌شود. گناهان آمرزش خواه آمرزیده می‌شود وتوبه ی توبه‌گر پذیرفته می‌شود و کینه‌های کینه‌ورزان برگردانده می‌شود تا توبه کنند.(۳)
امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرماید: کارها از نیک و بد به پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نشان داده می‌شود.(۴)

-------------------------------

پی‌نوشت‌ها:

۱.سوره توبه :آیه ۱۰۵
۲. «الامام الحسین(علیه السلام):ان اعمال هذه الامه ما من صباح الا و تعرض علی الله تعالی » عیون اخبارالرضا ع:۱۵۶/۴۴/۲.
۳. «رسول الله(ص):تعرض الاعمال یوم الاثنین و الخمیس،فمن مستغفر فیغفر له ،و من تائب فیتاب علیه،و یرد اهل الضغائن بضغائنهم حتی یتوبوا » الترغیب:۱۷/۴۵۸/۳.
۴. «الامام ارضا(علیه السلام):ان الاعمال تعرض علی رسول الله(صلی الله علیه وآله)ابرارها و فجارها » الکافی:۶/۲۲۰/۱.





برچسب ها: عرضه اعمال، خدا، اهل بیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 3 اسفند 1392 توسط : محمد شمسیان


آیه ۷۵ و۷۶سوره توبه به عهد و پیمان شکنی انسان اشاره می کند و اینکه بعضی ظرفیت و صلاحیت ندارند.

«وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحینَ*فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ [توبه/۷۵و۷۶]»
بعضی از آن‎ها با خدا پیمان بسته بودند که: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزی دهد، قطعاً صدقه خواهیم داد و از صالحان (و شاکران) خواهیم بود! امّا هنگامی که خدا از فضل خود به آنها بخشید ، بخل ورزیدند و سرپیچی کردند و روی برتافتند!

از امام باقر علیه‎السلام درباره آیه "و منهم من عاهد اللّه ..."روایت شده است: «کسى که در زمان نیازمندى با خدا پیمان بست [که اگر از فضل خدا برخوردار شود صدقه دهد...] و آن‎گاه که خدا به او عطا کرد بخل ورزید، ثعلبة بن حاطب عمرو بن عوف بود.»[۱]

مسلمان فقیری از مدینه به نام ثعلبه به حاطب از پیامبر اکرم صلی‎الله‎علیه‎وآله درخواست کرد تا دعا کند خداوند او را ثروتمند کند. حضرت فرمود: مال اندکی که شکرش را ادا کنی بهتر از مال زیادی است که از عهده شکرش بر نیایی. ثعلبه گفت: اگر خدای متعال عطا کند،همه حقوق واجب آن را خواهم داد.

وی به دعای پیامبر اکرم صلی‎الله‎علیه‎وآله ثروتمند شد تا آنجا که دیگر نتوانست در نماز جمعه و نماز جماعت شرکت کند. و زمانی که مامور گرفتن زکات پیش او رفت، به او گفت: ما مسلمان شدیم که جزیه ندهیم.[۲]

(زکات جزیی از حقوق شرعی است که بر مسمانان با شرایطی که دارد واجب می‎شود، در صورتی که جزیه به اقلیت‎های مذهبی که تحت حکومت اسلامی زندگی می‎کنند تعلق می‎گیرد که سالیانه به حکومت اسلامی بدهند.)

بله، انسان نمی‎داند که صلاح و خیرش در چیست، لذا گاهی با اصرار چیزی را می‎خواهد که به زیان اوست، پس باید به چیزهایی که خدای متعال عطا نموده قانع بود.

اگر لیاقت و ظرفیت نباشد، نعمت‎های الهی برای انسان نقمت می‎شود. همین‎طور که ثعلبه دارای ظرفیت نبوده و ثروتمند بودن به صلاحش نبود ولی بااصرار درخواست می کرد.

---------------------------

پی نوشت:

[۱]. «هو ثعلبة بن حاطب بن عمروبن عوف کان محتاجاً فعاهد اللّه فلما آتاه اللّه بخل به »تفسیر صافی:ج۱۳۵/۲.
[۲]. تفسیر نور:ج۱۱۰/۵.





برچسب ها: عهد، پیمان شکن، انسان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اسفند 1392 توسط : محمد شمسیان

سوالی که برای بعضی از ما ممکن است پیش بیاید، این هست که: آیا در آخرین لحظه توبه پذیرفته خواهد شد؟

جواب این سوال را در یکی از آیات مبارکه قرآن بدست می‎آوریم:

درآیه «وَ جاوَزْنا بِبَنی‏ إِسْرائیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتَّى إِذا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمینَ*آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدینَ»[یونس/۹۰ و۹۱]

و بنی اسرائیل را از دریا (رود نیل) گذراندیم، پس فرعون و لشکریانش آنها را از سر ظلم و عدوان دنبال نمودند، تا آن گاه که او را حالت غرق شدن در رسید، گفت: ایمان آوردم که خدایی جز همان که بنی اسرائیل به او ایمان آورده اند نیست و من از تسلیم شدگانم. (به او گفته شد) الآن (که وقت توبه گذشته)؟! در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی.

قبل از وارد شدن به پاسخ اصلی، درمورد کلمه (بحر) نکته‎ای را یادآور شویم و اینکه منظور از بحر، همان رودخانه دریاگونه نیل است. عبور از آن به فرمان الهی بود که به حضرت موسی علیه‎السلام فرمان داد عصایش را به رود نیل بزند، آب شکافته وکف آن خشک شد و حضرت موسی علیه‎السلام و همراهانش از آن عبور کردند.

توبه کردن وایمان آوردن هنگام مرگ، بی اثر است. همانطور که خدای متعال درسوره نساء می‎فرماید: «ولَیْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ وَ لاَ الَّذینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کُفَّارٌ أُولئِکَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلیماً»[نساء/۱۸]
و برای کسانی که همواره گناهان را مرتکب می‎شوند تا چون مرگ یکی از آنان فرا رسد (یقین به مرگ پیدا کند یا حواس ظاهرشان آثار عالم برزخ را درک نماید) گوید: من الآن توبه کردم و نیز برای آنان که در حال کفر می‎میرند ( پذیرش) توبه نیست آن‎هایند که برایشان عذابی دردناک آماده کرده‎ایم.

توبه‎ی خلاف‎کارانی که درآستانه‎ی مرگ توبه و اظهار پشیمانی می‎کنند، پذیرفته نیست. وقتی فرعون در غرقاب آب قرار گرفت، به فکر توبه افتاد و در آخرین لحظه فایده ندارد وقتی انسان مرگ را نزدیک می‎بیند.

متاسفانه بعضی هم این‎گونه هستند و می‎گویند: جوانیم، بگذارید جوانی کنیم، هرکار خواستیم انجام دهیم، بعد که پیر شدیم، تویه می‎کنیم و نماز می‎خوانیم و روزه می‎گیریم.

از کجا معلوم که به پیری برسند و از کجا معلوم که موفق به توبه شوند؟ ضمن این‎که کسی که عمری دنبال خدا نبوده و عادت به معصیت پیدا کرده است، بسیار سخت است که در پیری برگشته و توبه کند.

در همین مورد سوالی را علامه طباطبایی جواب می دهند:

توبه چه کسانی پذیرفته نیست؟

پاسخ:

توبه همه توبه‏‎کاران قبول است، مگر دو نفر: یکی توبه گنه‎کاری که در توبه کردن امروز و فردا می‏‎کند، تا لحظه مرگش فرا رسد و دوم توبه کافر بعد از مردنش.[۱]

روایتی از امام رضا علیه‎السلام نقل شده است که فرمودند: سرتا پای فرعون غرق در زره و سلاح بود و طبق قاعده می‎بایست پس از غرق شدن به قعر دریا برود، ولی امواج، آن بدن سنگین را (برای عبرت آینده‎گان) به ساحل بلندی افکند. که این خود یک معجزه بود.[۲]

-----------------------------

پی نوشت:

[۱]. ترجمة المیزان :ج۴/ص۳۸۳
[۲]. تفسیرصافی:ج۲/ص۱۷۵





برچسب ها: توبه، آخرین لحظه، مرگ،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 اسفند 1392 توسط : محمد شمسیان