تبلیغات
ذی القربی - تفكیك دین از حكومت؟!
برخى مدعى شده‏اند كه مساله‏ حكومت، مورد اهتمام قرآن نیست، و اصولا دین كارى به حكومت ندارد;زیرا «دین‏» تنها یك مقوله‏ ى معنوى، و «حكومت‏»، مقوله‏ اى مادى و دنیوى‏است; و این دو ربط و پیوندى با یكدیگر ندارند. ادله‏اى كه آورده‏ اند،بدین قرار است: دلیل اول: گفته شده است: «آن چه از مجموعه‏ ى آیات وسوره‏ هاى قرآن برمى ‏آید، قسمت اعظم و اصلى آن بر محور دو مساله‏ى خداو آخرت است; ضمن آن كه، احكام فقهى، كمتر از دو درصد آیات قرآن رابه خود اختصاص داده است. و قرآن كه ثمره و خلاصه‏ ى دعوت و زبان رسالت ‏است، نه تنها سفارش و دستورى براى دنیاى ما نمى ‏دهد، بلكه ما را ملامت‏ می‏كند كه چرا این اندازه به دنیا میپردازید و آخرت را كه بهتر است وماندگارتر، فراموش و رها می‏كنید.» [1] 
پاسخ:
 تردیدى نیست كه دعوت به ‏توحید و قیامت، محور عمده ‏ى دعوت پیامبران را تشكیل مید‏هد; اما بااهتمام دین به مساله‏ى حكومت‏ به انگیزه‏ ى برقرارى عدل، و اجراى ‏احكام الهى در جامعه بشرى نه تنها هیچ تعارضى ندارد، بلكه مستلزم ‏آن نیز می‏باشد و لذا آیات نبوت نیز به امر حكومت، اهتمام ورزیده است.قرآن كریم، كلام خداوندى است و از هر گونه تعارض ‏گویى پیراسته است; پس‏ هرگاه حكومت در خدمت اهداف توحیدى و اخروى باشد، وسیله‏ اى لازم و دینی و خداپسند خواهد بود; و هرگاه در خدمت اهداف مادى و طاغوتى و شیطانی ‏باشد، وسیله ‏اى مذموم و نكوهیده و ضد دینیست. وقتى كه عبدالله بن عباس‏در «ذى ‏قار» بر امام على (ع)، وارد شد، امام را در حال تعمیركردن‏ كفش‏هاى خود دید.امام به ابن‏ عباس فرمود:«این كفش‏ها، چه قدر ارزش دارد؟»گفت: «ارزشى ندارد!» امام فرمود: «به خدا سوگند! در نزد من ازحكومت ‏بر شما، محبوب‏تر است; مگر این كه حقى را برپاى دارم، و یا از اجراى باطلى، جلوگیرى كنم‏». [2] امام(ع) حكومت را مردود نمیشمارد;بلكه مطلوب ‏بودن ذاتى آن را، رد می ‏كند. ولى، اگر وسیله‏اى براى تحقق‏ بخشیدن به حق و جلوگیرى از اجراى باطل بتواند باشد، مقبول و مطلوب‏ خواهد بود. امام(ع) در رد نظریه ‏ى خوارج، درباره‏ ى مساله‏ ى حكمیت ازحكومت و حكمران به عنوان یك ضرورت اجتماعى یاد كرده، یادآور می ‏شودكه ضرورت این امر تا حدیست كه اگر جامعه از داشتن حاكم و زمامداری  ‏صالح محروم شود، و كار، به دو راهى «نداشتن حكومت‏» یا «داشتن حكومت ‏غیرصالح‏» منتهى گردد حكومت غیرصالح، بر بی ‏حكومتى و هرج و مرج،برترى دارد; چنان كه می ‏فرماید: «لا بد للناس من امیر بر اوفاجر». [3] آن چه از دیدگاه قرآن كریم مذموم و مردود است‏ دنیاگرایى است نه دنیادارى; و این دو مقوله، با یكدیگر، ملازمه‏ ندارند. قرآن كریم درباره آرمان‏هاى حكومت، می فرماید: «الذین ان‏مكناهم فی الارض اقاموا الصلوه و ءاتوا الزكوه، و امروا بالمعروف ونهوا عن المنكر; و لله عاقبه الامور» همانان كه اگر در زمین، قدرت وفرمانروایی ‏شان عطا كنیم; نماز را برپاى داشته، زكات می ‏پردازند، وافراد را به معروف فرمان می دهند و از منكر باز می ‏دارند; و این گونه ‏است، كه سرانجام كارها، به دست‏ خداست. دلیل دوم: گفته شده است: در هیچ یك از این سرفصل‏ها یا سر سوره ‏ها وجاهاى دیگر دیده نمی شود كه گفته شده باشد ما قرآن را فرستادیم تا به‏ شما درس حكومت و اقتصاد و مدیریت ‏یا اصلاح امور زندگى دنیا و اجتماع ‏را بدهد. [4] پاسخ: آموزشهاى مربوط به روش حكومت و مدیریت، دو گونه‏است: آموزش‏هاى كلى و جزئى. آن چه می ‏توان از یك شریعت جهانى و ابدى انتظار داشت، آموزشهاى نوع‏ اول است، كه در شرایط مختلف قابل اجرا و تطبیق است; ولى، نوع دوم كه‏ متغیر و نسبیست در چهارچوب آموزش‏هاى كلى و ثابت نمی ‏گنجد تا شریعت‏ آسمانى آنها را تبیین و ترسیم كند، مثلا در مورد روابط بین ‏المللی ‏آن چه، می ‏توان به عنوان یك خط مشى كلى ترسیم كرد، عبارت است از: اصل‏ استقلال سیاسى; سلطه ‏ناپذیرى، داشتن رابطه‏ ى مسالمت‏ آمیز با قدرت‏هایی ‏كه قصد تعدى و تجاوز به ملت اسلامى را ندارند; چنان كه قرآن كریم‏ می ‏فرماید: «و لن یجعل الله للكافرین على المؤمنین سبیلا» [5] خداوند براى كافران راه سلطه بر مؤمنان را مقرر نكرده است
[1] . گزیده‏اى از ادله مذكور در مجله كیان، شماره 28، آخرت و خدا هدف‏بعثت انبیاء، مهندس مهدى بازرگان.
[2] . نهج البلاغه، فیض‏الاسلام، خطبه‏ى 33.
[3] . نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه‏ى 40.
[4] . آخرت و خدا هدف بعثت انبیاء، مهندس مهدى بازرگان .
[5] . سوره‏ى نساء، آیه‏ى 141.




طبقه بندی: ولایت فقیه، 
برچسب ها: شبهات، ولایت و نظام، مبانی ولایت فقیه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 اسفند 1391 توسط : خسرو زارعی
نمایش نظرات 1 تا 30