تبلیغات
ذی القربی - انس مردم با امام(ره) و رهبری

پیوند و بیعت مردم با امام خمینی ـ قدس سره ـ

در عصر حاضر نیز همه به روشنی مشاهده كردیم كه پیوند مقدس مردم با امام خمینی ـ قدس سره ـ چه معجزه بزرگی آفرید, این پیوند دو سویه, و هوشیاری و صلابت رهبری موجب شد كه امام پس از پانزده سال تبعید, با استقبال بی نظیر در تاریخ ایران, وارد كشور شود و بساط 2500 ساله ستم شاهی را از بنیان بركند و به زباله دان تاریخ افكند. چنین معجزه ای پس از یاری خداوند, جز نتیجه انسجام مردم و رابطه نیرومند آن ها با رهبرشان حضرت امام ـ قدس سره ـ نبود.

همین پیوند موجب تشكیل حكومت اسلامی شد, و باعث دفع شدید دشمن در هشت سال جنگ تحمیلی عراق گردید, و صدها توطئه دشمنان, به ویژه آمریكا را خنثی ساخت.

امام خمینی ـ قدس سره ـ در بهشت زهرا در فرازی از نطق تاریخی خود به نقش آفرینی حضور مردم در صحنه تصریح كرد و فرمود:

«من دولت تعیین می كنم, من به اتكاء این ملت تو دهن این دولت می زنم».

امام برای این پیوند, ارزش بسیار قایل بود, به مردم عشق می ورزید, در مورد شهادت داوطلبانه شهید فهمیده نوجوان سیزده ساله كرجی فرمود: «به من نگویید رهبر, رهبر ما آن نوجوان سیزده سال است».

برای روشن شدن مطلب, نظر شما را به نمونه هایی از پیوند پرشور مردم با امام جلب می كنم:


حضرت آیت الله العظمی خامنه ای فرمود:

«خانمی در تبریز به من گفت: پسر من در دست عراقی ها اسیر بوده و اخیراً شنیدم كه پسر اسیرم را شهید كرده اند, آمدم به شما بگویم كه به امام بگویید از بابت بچه های ما ناراحت نباشد, ما سلامتی امام را می خواهیم. وقتی كه من این سخن را به امام ابلاغ كردم, آن چنان قیافه امام متغیر شد و اشك از چشمشان آمد كه دیدن آن حالت ایشان انسان را متأثر می كرد».[1]

آقای رحیمیان یكی از اعضاء دفتر امام, می گوید: یكی از آقایان كه در رابطه با موشك بارانهای رژیم عراق به مسجد سلیمان, به این شهر رفته و مراجعت كرده بود, به خدمت امام رسید و چنین گزارش داد:

«در جریان اصابت یك موشك عراق به مسجد سلیمان كه عده ای شهید و زخمی شده بودند, بعد از ساعت های متمادی هنگامی كه هنوز با برداشتن آوارها در جستجوی كشته ها و زخمی های احتمالی بودند, كودكی خردسال كه به شكل معجزه آسایی بعد از این همه مدت, زنده مانده بود, از زیر آوار خارج شد, زخمی و مجروح و خاك آلود, وقتی كه چشمش را به روشنایی باز كرد و انبوه جمعیت كمك رسان را دید, بدون مقدمه با صدای رسا قبل از هر سخنی فریاد كشید: جنگ جنگ تا پیروزی, خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار».

امام با شنیدن این گزارش آن چنان تحت تأثیر قرار گرفت كه اشك در چشمشان حلقه زد, و نگاهشان را به پایین دوختند و چشمانشان را به هم فشردند.[2]

پیوند و عشق و شور امام با مردم به ویژه رزمندگان به قدری عاشقانه و شورانگیز بود كه غالباً مردم در پای سخنرانی امام گریه شوق می نمودند, گریه شور و اشتیاق حاضران, صحبت امام را مكرر قطع می كرد, جوّ ملكوتی و عرفانی خاص فضای حسینیه جماران را فرا می گرفت, امام هم ساكت شده و به شور و شوق فرزندانشان نگاه می كردند. در یكی از این دیدارها امام خطاب به رزمندگان فرمودند:

«ما افتخار می كنیم كه از هوایی استنشاق می كنیم كه شما از آن هوا استنشاق می كنید ...».

حاضران به محض شنیدن این جملات كه نشانگر تواضع امام به رزمندگان بود, گریه های بلند سر دادند. واقعیت این بود كه امام و رزمندگان همدیگر را خوب می شناختند و به هم عشق می ورزیدند.[3]

آنگاه كه حضرت آیت الله خامنه ای ـ مد ظله ـ به سازمان ملل رفته بودند و در آنجا نطق تاریخی فرمودند, در محضر امام سخن از آن به میان آمد و یكی از حاضران برای امام دعا كرد و گفت:

«از بركت وجود رهبر انقلاب اسلامی, اینك اسلام عزیز در مجامع بزرگی چون سازمان ملل مطرح است».

امام با تواضع خاص خود فرمودند:

«این ملت است كه راه خود را یافته است و مسؤولین می دانند چه باید انجام دهند, حال چه من باشم و چه نباشم این راه ادامه خواهد یافت, این حضور ملت در صحنه است كه برای ما عزت آورده است.

... من مطمئن هستم كه ملت ایران در صحنه باقی خواهند بود, حتی چگونگی حضور آن ها بیش از این نیز خواهد شد».[4]

آری با ملاحظه این فرازها برای همه ما به خوبی روشن می شود كه مسأله پیوند محكم و عاشقانه مردم با رهبر تا چه اندازه از اهمیت برخوردار است كه هم چون تلاقی الكتریسته منفی و مثبت موجب روشنایی تاریكی و نتایج درخشان دیگر برای دوستان, و صاعقه ای مرگبار برای مستكبران خواهد شد.

[1] - روزنامه جمهوری اسلامی, 7 / 8 / 62.

[2] - برداشتهایی از سیره امام خمینی, ج 1, ص 138.

[3] - همان, ص 174.

[4] - همان, ص 123.





طبقه بندی: ولایت فقیه، 
برچسب ها: ولایت و مردم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 بهمن 1391 توسط : خسرو زارعی
نمایش نظرات 1 تا 30