تبلیغات
ذی القربی - ولایت فقیه و نظام سیاسی اسلام (حاكمیت و حكومت )

حاكمیت و اعمال هرگونه سلطه و اقتدار بر انسان كه در اصطلاح اسلامی از آن به ولایت نیز تعبیر شده است آنگاه مشروعیت دارد كه دلیل قاطعی برای آن وجود داشته باشد؛ زیرا اصل، عدم ولایت انسان بر انسان است؛ چرا كه مطابق جهان بینی اسلامی، ولایت مختص خداوند است و انسان ها نیز با یكدیگر برابرند. بر این اساس هیچ فردی نمی تواند در شئون و امور مربوط به دیگری بدون رضایت او دخالت و تصرف نماید. فقیهان با تأسیس این اصل، هرگونه ولایتی را خواه ولایت خاصه باشد (افراد تحت ولایت خاص باشند؛ نظیر ولایت پدر و جدّ پدری بر فرزندان صغیر، سفیه و مجنون) و خواه، ولایت عامّه باشد (ولایت بر عموم افراد جامعه اعمال گردد) به عنوان استثنایی بر اصل یاد شده، نیازمند دلیل و برهان می دانند.

 

بدین ترتیب شئون مختلف ولایت پیامبران و امامان(ع) از جمله ولایت و زعامت سیاسی آنان مورد بحث قرار می گیرد و پس از اثبات این قسم از ولایت و حاكمیت نوبت به ولایت و حاكمیت سیاسی فقیهان جامع الشرایط در عصر غیبت می رسد. در این دوره: 1 ـ در اصل ضرورت نیابت، هیچ دانشمند و متفكر شیعی تردیدی نكرده است. 2 ـ در این كه نیابت از حجّت خدا، بر عنصر فقاهت و عدالت تكیه می زند و بر مدار آن سیر می كند نیز هیچ كس بحثی نداشته است. 3 ـ نیابت فقیهان در مرجعیت دینی و نیز فصل خصومت ها و دعاوی (ولایت در افتا و ولایت در قضاوت) نیز بدون هیچ مخالفتی مورد پذیرش واقع شده است. آنچه باقی می ماند نیابت فقیه جامع الشرایط از جانب امام معصوم(علیه السلام) در زمینة شأن امام یعنی زعامت سیاسی و رهبری اجتماعی است (ولایت سیاسی). از آنجا كه اصل، عدم ولایت است در این زمینه دلایل متعدد عقلی و نقلی اقامه شده است. یكی از دلایل عقلی را می توان به اختصار با مقدمات زیر این گونه بیان نمود:

 


1 ـ مطابق جهان بینی توحیدی، حاكمیت معقول و مقبول، حاكمیت مطلق خداوند است.

2 ـ حكومت اسلامی تنها ابزار اعمال حاكمیت اسلامی است. (اصل لزوم سنخیّت بین نوع حاكمیت (نفس قدرت) و نوع حكومت (ابزار اعمال حاكمیت).

3 ـ هر حكومتی نیاز به حاكم و رهبری شایسته دارد.

4 ـ حكمت الهی، تعیین پیامبر اكرم(ص) و امامان معصوم از سوی خداوند به عنوان رهبر برای تبیین، تأمین و تضمین قوانین الهی ایجاب نموده است.

5 ـ در عصر طولانی غیبت و عدم دسترسی به معصوم نیز تعیین نزدیك ترین افراد به معصوم (در دو خصیصة مهم علم و عمل) به عنوان نایب و جانشین معصوم، بر اساس حكمت الهی، ضروری است.

6 ـ فقیهان شایسته وارسته، در این دو خصیصه از دیگران به امام معصوم نزدیك ترند.

 

نتیجه: رهبری و ولایت فقیهان جامع الشرایط به مقتضای حكمت الهی در عصر غیبت ثابت است. از منظر دلایل نقلی، در احادیث فراوانی از فقیهان به عنوان امناء الرسل، ورثه الانبیاء حصون الاسلام، خلفاء النبیّ حاكم امناء علی حلاله و حرامه و اعلمهم بامرالله فیه یاد شده است. این تعابیر، بیانگر نقش كلیدی عالمان دینی در جامعه اسلامی است.(1)

1. برای آگاهی از دیگر دلایل عقلی و نقلی ر.ك. مبانی حكومت اسلامی، همان، ص 230 ـ 185.





طبقه بندی: ولایت فقیه، 
برچسب ها: حاكمیت و حكومت، ولایت فقیه، نظام سیاسی اسلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 آذر 1392 توسط : خسرو زارعی
نمایش نظرات 1 تا 30