تبلیغات
ذی القربی - دیدگاه اسلام درباره ترور و قتل

حرمت‏ شرعى ترور

                             

 

روایات متعدد و فراوانى در حرمت و منع ترور و قتل پنهانى وجود دارد که هیچ گونه تردیدى را درباره حرمت ترور از دیدگاه اسلام باقى نمى‏گذارد .   

1- پیامبر اکرم ‏صلى الله علیه وآله فرمود: وقتى در معراج بودم، چیزها و مواردى را دیدم . پرسیدم اینها چیست؟ گفتند: اینها نشانه‏ هاى آخرالزمان است . پرسیدم:

«الهى فمتى یکون ذلک؟ فاوحى الى عزوجل: یکون ذلک اذا رفع‏ العلم و ظهر الجهل و کثر القراء و قل العمل و کثر الفتک و قل الفقهاء الهادون و کثر فقهاء الضلالة الخونه و کثر الشعراء .» (1)

یعنى: چه زمانى آخرالزمان است؟ خداوند عزوجل فرمود: آخرالزمان وقتى است که علم محو شود و جهل ظاهر گردد، قاریان قرآن زیاد شوند و عمل کاهش یابد، ترور بالا رود، فقهاى هدایت‏گر اندک و فقهاى گمراه و خیانت کار زیاد و شاعران فراوان شوند .


2-در شرح نهج‏ البلاغه ابن ابى ‏الحدید آمده است:

هنگامى که پیامبرصلى الله علیه وآله رحلت فرمود و على‏ علیه السلام به غسل و دفن آن حضرت مشغول بود، با ابوبکر براى خلافت‏ بیعت‏ شد . در این هنگام زبیر و ابوسفیان و گروهى از مهاجران با عباس و على ‏علیه السلام براى تبادل نظر و گفت‏ وگو خلوت کردند . آنان سخنانى گفتند که لازمه تهییج مردم و قیام بود . عباس (که خدایش از او خشنود باد) گفت: سخنان شما را شنیدم و چنین نیست که به سبب اندک بودن یاران خود از شما یارى بخواهیم و چنین نیست که به سبب بدگمانى، آراى شما را رها کنیم . ما را مهلت دهید تا بیندیشیم، اگر براى ما راه بیرون شدن از گناه فراهم شد، حق میان ما و ایشان بانگ برخواهد داشت; بانگى چون زمین سخت و دشوار، و در آن صورت دستهایى را براى رسیدن به مجد و بزرگى فرا خواهیم گشود که تا رسیدن به هدف، آنها را جمع نخواهیم کرد . و اگر چنان باشد که به گناه درافتیم، خوددارى خواهیم کرد و این خوددارى هم به سبب کمى شمار و کمى قدرت نخواهد بود . به خدا سوگند اگر نه این است که اسلام مانع از هرگونه غافلگیرى (فتک و ترور) است، چنان سنگهاى بزرگ را بر هم فرو مى ریختم که صداى برخورد و ریزش آن از جایگاه‏هاى بلند به گوش رسد . (2)

3-على ‏علیه السلام در فرمانش به مالک اشتر نوشت:

«ثم اکثر تعاهد قضائه و افسح له فى البذل ما یزیل علته، و تقل معه حاجته الى الناس، واعطه من المنزله لدیک ما لا یطمع فیه غیره من خاصیتک لیامن بذلک اغتیال الرجال عندک .» (3)

سپس (قاضى را به حال خود مگذار) و در کار او بررسى و تحقیق فراوان انجام بده و در بذل حقوق براى قاضى، آن اندازه وسعت‏ بده که نیاز او را برطرف نماید و احتیاجش به مردم از بین برود، و آن مقام را در نزد خود براى قاضى منظور مدار که کسانى دیگر از خواص کارگردانان تو در آن طمع نکنند، و تا بدین جهت از غافلگیر کردن [ترور] و دستبرد دیگر مردانى که در دستگاه تو هستند، در امان بماند .

4- ابوصباح کنانى به امام جعفر صادق‏ علیه السلام مى‏ گوید:  

«ان لنا جارا من همدان یقال له الجعد بن عبدالله یسب امیرالمؤمنین‏ علیه السلام افتاذن لى ان اقتله؟ قال: ان الاسلام قید الفتک، و لکن دعه فستکفى بغیرک قال: فانصرفت الى الکوفه فصلیت الفجر فى المسجد و اذا انا بقائل یقول: وجد الجعدبن عبدالله على فراشه مثل الزق المنفوح میتا، فذهبوا یحملونه اذا لحمه سقط عن عظمه، فجمعوه على نطع و اذا تحته اسود فدفنوه .» (4)

یکى از همسایه ‏هایم که از قبیله همدان و نامش جعد بن عبدالله است، به على‏ علیه السلام دشنام مى‏ دهد . آیا اجازه مى‏ دهى که او را بکشم؟ فرمود: اسلام ترور را منع کرده است . او را رها کن; زیرا به زودى فرد دیگرى این کار را انجام مى‏دهد . ابوصباح کنانى مى‏ گوید: به سوى کوفه رفته و در مسجد مشغول نماز صبح شدم . در این حال گوینده‏اى مى‏ گفت: جعد بن عبدالله مانند مرده‏اى که باد کرده بود، در رختخوابش پیدا شد . سپس گروهى رفتند و او را حمل کردند . در این حال گوشتش از استخوانش جدا مى‏ شد . از این رو، جسد او را بر روى پوستى جمع کردند . در این شرایط دیدم که زیر جسد او سیاه بود . سپس او را به خاک سپردند . 

نتیجه‏ اى که از این روایات مى‏ توان گرفت، آن است که «الایمان قید الفتک، المؤمن لایفتک اى الایمان، یمنع من الفتک کما یمنع القید عن التصرف‏» (5) ; ایمان مانع ترور است و مؤمن ترور نمى‏ کند; یعنى این که ایمان ترور را منع مى‏ کند، همانند کسى که دستش بسته است و قادر نیست کارى انجام دهد . (6) بنابراین، از روایات استفاده مى‏ شود که هرگونه کشتن به صورت پنهانى (ترور) شرعا حرام و ممنوع است. اسلام حتى خدعه و نیرنگ در جبهه اسلامى و خودى را جایز نمى ‏داند . خلاصه این که یک مسلمان، مسلمان را در مسائلى که با هم اختلاف دارند، نمى‏کشد.

1) حقوق بشر از منظر اندیشمندان، پیشین، ص 586; علامه مجلسى، بحار الانوار، پیشین، مؤسسة الوفاء، بیروت، چاپ دوم، 1403ق . ، ج 52، ص 277 . 
2) شرح نهج‏البلاغه ابن ابى الحدید، تحقیق محمد ابوالفضل، دار احیاء التراث العربى، بیروت، 1285 ق . ، ص 219 . 
3) علامه مجلسى، پیشین، ج 47، ص 137 . 
4) علامه مجلسى، پیشین، ج 47، ص 137 . 
5) مائده/32 . 
6) مائده/33 . 




برچسب ها: ترور و قتل، دیدگاه اسلام درباره ترور و قتل، حرمت‏شرعى ترور،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 تیر 1392 توسط : خسرو زارعی
نمایش نظرات 1 تا 30