تبلیغات
ذی القربی
حد واقعی حجاب شرعی
همیشه وقتی درخصوص حجاب بحثی مطرح میشود ناگهان ذهن به تقابل دوگروه در جامعه در خصوص حجاب متبادر میشودگروه اول افراد اخلاق مدار  پایبند به قانون و شرع در خصوص حجاب و گروه دوم افرادی که خط قرمز اخلاق و شرع و قانون را زیر پا میگذارند و بی حجابی میکنند ؛البته در نگاه اسلام و چهار چوب قانون و اخلاق افرادی که حجاب را رعایت نمیکنندهم درنگاه دیگران وهم  در وجدان خودمحکوم هستند اما به جهت هواهای نفسانی وشایدغفلت ازفطرت الهی خودبه این گناه آلوده کننده ی جامعه و خانواده تن درمیدهند، اما بحث حقیردرخصوص مطلب دیگری است که من باب تذکربه گروه اول که  در حفظ عفاف و بنیان خانواده کوشاهستندعرض میشود؛ مسائلی که بنده متذکرمیشوم از باب فراموشی نسبی خیل عظیم این گروه بانوان است که البته متاسفانه رسانه ی ملی به عنوان یک رسانه ی اسلامی دربه فراموشی سپرده شدن این مطلب کمال اقدام را انجام داده است وبه نوعی به صورت عرف در آورده است البته خواهیم دید که این عرف، عرف غیرشرعی و دینی است وبه هیچ وجه مورد قبول دین نمی باشد.
اما مساله: در خصوص حد حجاب بانوان است که مراجع معظم تقلید به وضوح به آن اشاره کرده اند که مقدارواجب پوشش صورت برای بانوان در مقابل نامحرم به مقداری است که انسان در موقع وضو صورت را میشورد یعنی از محل روییدن مو تا چانه و همچنین واجب است که از باب مقدمه زن مسلمان مقداری بیشتر از این قسمت ها را بپوشاند{1} .خب ممکن است خواننده ی محترم بگوید که این حرف تازه ای نیست واغلب این را شنیده ایم وعمل هم میکنیم درجواب بایدعرض کنم که درست درهمین جا غفلتی عظیم صورت گرفته است که بانوان محترم از آن غافل شده اند وحتی برخی از اهل علم هم به این مطلب توجهی نکرده اند.
اما آنچه که موردغفلت واقع شده است آن است که خانم ها از تعبیر چانه معنای غلطی میفهمند یعنی که بانوان قسمت زیرین چانه را هم به عنوان اینکه جایز است در مقابل نامحرم پیدا باشد نمی پوشانندوشاید اصلا توجهی هم ندارندکه قطعا به نظر همه ی مراجع معظم تقلید این کار خلاف شرع است و خانم در این خصوص مرتکب معصیت می شود، به یاد دارم زمانی مقنعه هایی بود به نام چانه دارکه خیلی از افراد ازآن استفاده میکردندوخب پوشش اسلامی را رعایت میکردنداما کم کم با توجه به کارغیر فرهنگی رسانه ی ملی در نشان دادن خانم های بازیگری که روسری خود را گره میزدند به زیر گلو ویا نشان دادن استفاده از روسری های به اصطلاح شالی ؛که در هر دو نوع متاسفانه زیر چانه وحتی مقداری از گردن هم پیدا بودوبعد از مدتی برای خانم ها ملکه شد که این قسمت را لازم نیست بپوشانند البته خیلی از خانم های محجبه و متدین به این مطلب توجه داشته ودارند وبه سبب رعایت همین مطلب صورت خود را بیشتر نیزمی پوشانند که از باب مقدمه ی واجب کاری است صحیح ومستحب .
ای کاش در رسانه ی ملی کارشناسی خبره ودقیق وجودمیداشت که مدیران رسانه ی ملی را در این خصوص آگاهی میداد و یا حداقل ناظرین تولید به خوبی آموزش میدیدند که شاهد این فرهنگ سازی غلط وغیر اسلامی در تنها کشور شیعه در جهان  نمی بودیم.
{1}{عروة الوثقی جلد دوم صفحه 319}





طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: حجاب، حدشرعی، بانوان محجبه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 بهمن 1392 توسط : عبدالله جان برکف

در روزهای اخیر شاهدشروع سریال های مختلف ازشبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم؛ از جمله ی آنها میتوان به سریالی به نام( سرزمین کهن) اشاره کرد ، ظاهرا این سریال مربوط به دوران رژیم طاغوت است که در آن به استبداد دستگاه حاکمه و هم چنین مبارزات مردم و اعتراض به رژیم فاسد شاهنشاهی و وقایع آن دوران اشاره دارد که فیلم از این جهت  داراری بار ارزشی است و قابلیت تحسین دارد ؛ اما آن چه که باعث تاسف و تاثر است و حتی در همین چند صحنه ی کوتاه آغازین سریال و هم چنین تبلیغات آن مشاهده میشود آن است که اکثر بانوان بازیگر در این سریال حجاب اسلامی ندارند و موهای سر آن ها در مقابل دوربین نمایان است و البته تفاوتی بین بازیگران پیر و جوان هم وجود ندارد و همه در این کار خلاف شرع و البته به دستور کارگردان سهیم هستند واضح و روشن است که طبق نظر قاطبه ی  مراجع معظم  تقلید(دامت برکاتهم) نگاه کردن به عکس و یا فیلم  زنی که انسان او را میشناسد و او حد حجاب شرعی را رعایت نکرده باشد حرام است[1] حتی اگر خانم از کلاه گیس هم استفاده کرده باشد باز هم حرمت آن واقع است [2] والبته مساله ی ما نگاه کردن مخاطبین است در ساخت آن که قطعا فعل حرام رخ داده است و جز انچه هست به مطلب دیگر تعریض نمیکنیم در ضمن  اگر افراد یک مطالعه ی اجمالی نسبت به احکام دین داشته باشند به خوبی متوجه میشوند.
متاسفانه بعد از پخش سریال(( کلاه پهلوی)) با توجه به عدم اهتمام به مسایل شرعی در آن ، راه جدیدی برای برخی از کارگردانان باز شده  است که آنها هم به راحتی بتوانند به اهداف غلط خود برسند و فرهنگ غیر اسلامی و منحط را ترویج دهند البته همه میدانیم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نجیب ترین و سالم ترین رسانه ی دنیای امروز است و علت آن وجود چهار چوب اسلامی است و اگر این چهار چوب به هر روش کمرنگ شود  از نجابت رسانه می کاهد و آن  را به ابتذال می کشاند .
سوالاتی در خصوص ساخت و تولید این سریال ها مطرح میشود :آیا در هنگام ساخت ناظر تولید وجود ندارد؟اگر وجود دارد اثر را از چه جهت بررسی میکند؟آیا ناظر تولید نسبت به مسایل شرعی (البته تنها در خصوص فیلم سازی حلال)احاطه دارد؟ آیا حتی بعد از مراحل تولید نظارتی بر محتوا و شکل سریال صورت نمیگیرد؟اگر همه این مراحل وجودارد چرا نتیجه میشود سریال هایی مثل کلاه پهلوی و سرزمین کهن؟
به نظر میرسد از دوحال خارج نیست یا افراد نسبت به مسایل آگاهی ندارند و جاهل هستند(از مسئولین اصلی گرفته تا افراد مرتبط با خود سریال) و یا خدای نخواسته افرادی هستند معاند و مغرض با اسلام و اجرای اسلام حقیقی و  در صدد ایجاد انحراف در جامعه اسلامی (نستجیر بالله )
در هر دوصورت بر مسئولین رسانه ی ملی واجب  است که نسبت به اصلاح و عدم پخش این گونه سریال ها اقدام کنند و به اسم حمایت از هنر و هنرمندان  از این گونه فعالیت ها حمایت نکنندو در مقابل عمل غلط موضع درست اتخاذ کنند و متاسفانه این روند اگر عادی شود قطعا اثر آن در جامعه خواهد بود و کم کم  شاهد هستیم در شبکه نسیم زنان و دختران بی حجاب را به راحتی نشان میدهند ؛ در پیام های بازرگانی هم که بانوان نقش ابزار تبلیغاتی پیدا کردند و البته عادی شده است......اینها ثمره ی عدم توجه به نکات شرعی است.
همه میدانیم  که  در روز قیامت باید در محضر عدل الهی پاسخگو باشیم والبته پاسخگویی مسئولینی که نسبت به فرهنگ و عدم انحطاط جامعه نقش اساسی داشتند و در این امر کوتاهی کردند قطعا مشکل است و در روز جزا جز شرمندگی و حسرت چیزی برایشان نمی ماند .
در انتها حقیر به عناون یک مسلمان ایرانی ، یک استاد حوزه ،  یک معلم  به جناب آقای ضرغامی رئیس رسانه ی ملی عرض میکنم اگر شما نسبت به این قبح شکنی ها و ساخت این سریال ها اقدامی نکنید این کار وزر و وبال شما خواهد بود در روز قیامت و در پنجاه سال بعد بجای اینکه بگویند خدا رحمتش کند میگویند خدا از سر تقصیراتش نگذرد که این بدعت ها و قبح شکنی ها در زمان مدیریت او رخ داد .                                                                                      اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

[۱] نگاه‌کردن به تصویر زن نامحرم، حکم نگاه‌کردن به خود زن نامحرم را ندارد اما اگر تصویر مربوط به زن مسلمان و درآن پوشش زن کامل نیست باید از نگاه کردن اجتناب کرد. استفتااز دفتر مقام معظم رهبری در تهران/
[2]استفاده از کلاه گیس و موی مصنوعی برای حجاب مجزی نیست و موی مصنوعی نیز باید از نامحرم پوشیده باشد. استفتا از دفتر مقام معظم رهبری در تهران




طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: سرزمین کهن، بی حجابی، رسانه ی ملی، ضرغامی، توجه به حجاب در سریال، گناه واضح، حکم حجاب بازیگران،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 بهمن 1392 توسط : عبدالله جان برکف

ساده انگاری ما در نقل و بیان احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام و عدم رجوع به اسناد و مدارک صحیح حدیثی باعث شده است که برخی از احادیث را در غیر موضوع و معنایی که در آن صادر شده است به کار بریم و هدف دیگری را که خود می پسندیم و لو اینکه هدف خیری باشد از آن تامین نماییمو یا اینکه افراد با این کار بتوانند خرافه و اشتباهات را در دین زیاد کنند و از آن در جهت اهداف شیطانی خود استفاده کنند .

اما آنچه  در این مطلب اشاره میکنیم  است ، حدیثی است که در ابتدای ماه ربیع الاول در زبان  مردم از زبان مبارک رسول گرامی اسلام نقل می شود به این مضمون که هر که خروج و تمام شدن ماه صفر را به من بشارت دهد ،من بهشت را به او بشارت و نوید می دهم.

آنچه در این نقل بروز دارد و از آن بر می آید آن است که این خود ماه ربیع و وارد شدن در آن و خروج از ماه صفر است که موضوعیت دارد و منشا بشارت به بهشت است و دیگر آنکه بشارت دهنده بدان به طور عام و غیر مشخص طبق قول حضرت مشمول بهشت است که البته در همین جا نیز سوالی در اول نظر بوجود می آید که چگونه می تواند فقط بشارت دادن به موضوعی بدون آنکه فرد متحمل زحمت و سختی و بهایی شود موجب ورود او به جنت باشد؟

اما آنچه در واقع و متن کامل حدیث مذکور است که در ذیل ذکر خواهد شد چیزی کاملا جدای از مطلب مشهور فوق را بیان می نماید؛ در آنکه این بشارت نه بشارتی عام بلکه بشارتی خاص و در مورد فردی مشخص است و دیگر آنکه آنچه در بیان خاتم انبیاء مقصود است که تصریح بدان می شود آن است که مردم و اصحاب از مقام بالای یک انسان بهشتی آگاه شوند که آن شخص کسی نیست جز صحابی ممتاز رسول خدا و یار وفادار امیرالمومنین علیهما السلام حضرت ابوذر غفاری رحمة الله علیه؛

(البته که این بیان به هیچ وجه دفع فضایل و ایام الله و اعیاد بزرگ و مبارک ربیع نمی کند که آن در جای خود اثبات شده است و تنها در مقام رفع فهم نادرست در خصوص این روایت است .)

متن کامل حدیث:

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏ کَانَ النَّبِیُّ ص ذَاتَ یَوْمٍ فِی مَسْجِدِ قُبَا وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ،فَقَالَ أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْکُمُ السَّاعَةَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ،فَلَمَّا سَمِعُوا ذَلِکَ قَامَ نَفَرٌ مِنْهُمْ فَخَرَجُوا وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ یُحِبُّ أَنْ یَعُودَ لِیَکُونَ أَوَّلَ دَاخِلٍ فَیَسْتَوْجِبَ الْجَنَّةَ،فَعَلِمَ النَّبِیُّ ص ذَلِکَ مِنْهُمْ فَقَالَ لِمَنْ بَقِیَ عِنْدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ: إِنَّهُ سَیَدْخُلُ عَلَیْکُمْ جَمَاعَةٌ یَسْتَبِقُونَ. فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ،فَعَادَ الْقَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُمْ أَبُو ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ،فَقَالَ لَهُمْ فِی أَیِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهُورِ الرُّومِیَّةِ؟


فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ قَدْ خَرَجَ آذَارُ یَا رَسُولَ اللَّهِ.فَقَالَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِکَ یَا أَبَا ذَرٍّ وَ لَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ یَعْلَمَ قُومِی أَنَّکَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ وَ أَنْتَ الْمَطْرُودُ عَنْ حَرَمِی بَعْدِی لِمَحَبَّتِکَ لِأَهْلِ بَیْتِی فَتَعِیشُ وَحْدَکَ وَ تَمُوتُ وَحْدَکَ وَ یَسْعَدُ بِکَ قَوْمٌ یَتَوَلَّوْنَ تَجْهِیزَکَ وَ دَفْنَکَ أُولَئِکَ رُفَقَائِی فِی الْجَنَّةِ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُون.1


از ابن عباس نقل شده که گفت: روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله ) به همراه تعدادی از اصحابشان در مسجد قبا نشسته بودند،رسول خدا (صلی
الله علیه و آله) فرمود: اولین کسی که الان بر شما وارد می‌شود، مردی از اهالی بهشت است،برخی از اصحاب تا این سخن را شنیدند، برخاسته و از مسجد خارج شدند، تا دوباره وارد شده و اولین کسی باشند که بهشت بر او واجب می‌شود،

پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوجه شده، و به بقیه اصحاب که نزد ایشان بودند، فرمودند: اکنون جماعتی در حال سبقت گرفتن از یکدیگر، بر شما وارد می‌شوند، (ولی از میان آنها) کسی که پایان یافتن ماه آذار (البته برخی گفته اند آذار همان صفر است که مبرهن است آذار ماه رومی است و صفر ماه قمری ) را بر من بشارت بدهد، اهل بهشت است،

آن جماعت برگشتند و وارد شدند و ابوذر رضی الله عنه نیز همراه‌شان بود،پیامبر به آنها فرمود: ما در کدام‌یک از ماه‌های رومی هستیم؟

 

ابوذر گفت: یا رسول الله! ماه آذار به پایان رسیده است.پیامبر فرمود: ای اباذر! من این مسأله را می‌دانستم ولی دوست داشتم قوم من بدانند که تو مردی از اهالی بهشتی، و چطور این‌گونه نباشد، در حالی که تو بعد از من به دلیل محبتت به اهل بیتم، از حرم من طرد (تبعید) می‌شوی، تنها زندگی می‌کنی و تنها می‌میری، و قومی که امر کفن و دفن تو را انجام می‌دهند، به واسطه‌ی تو خوشبخت می‌شوند، آنها دوستان من در بهشتی هستند که به پرهیزکاران وعده داده شده است.(از کتاب معانی الاخبار (النص / ۲۰۴) و همچنین کتاب علل الشرایع مرحوم شیخ صدوق (ج ۱ / ص ۱۷۵))


لذا قول پیامبر صلی الله علیه و آله تنها در همان زمان و مکان به عنوان شرطی برای معرفی مرد بهشتی دارای مفهوم است و نه به معنای مطلق آن در همه زمانها و مکانها. در حالی که همین حدیث امروزه در بین برخی شیعیان اینگونه مطرح شده است که هرکس در پایان ماه صفر در هفت مسجد را بزند و به پیامبر پایان ماه صفر را خبر دهد او اهل بهشت خواهد بود.






طبقه بندی: اعتقادی، 
برچسب ها: ربیع الاول، ابوذر غفاری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 دی 1392 توسط : عبدالله جان برکف

حاكمیت و اعمال هرگونه سلطه و اقتدار بر انسان كه در اصطلاح اسلامی از آن به ولایت نیز تعبیر شده است آنگاه مشروعیت دارد كه دلیل قاطعی برای آن وجود داشته باشد؛ زیرا اصل، عدم ولایت انسان بر انسان است؛ چرا كه مطابق جهان بینی اسلامی، ولایت مختص خداوند است و انسان ها نیز با یكدیگر برابرند. بر این اساس هیچ فردی نمی تواند در شئون و امور مربوط به دیگری بدون رضایت او دخالت و تصرف نماید. فقیهان با تأسیس این اصل، هرگونه ولایتی را خواه ولایت خاصه باشد (افراد تحت ولایت خاص باشند؛ نظیر ولایت پدر و جدّ پدری بر فرزندان صغیر، سفیه و مجنون) و خواه، ولایت عامّه باشد (ولایت بر عموم افراد جامعه اعمال گردد) به عنوان استثنایی بر اصل یاد شده، نیازمند دلیل و برهان می دانند.

 

بدین ترتیب شئون مختلف ولایت پیامبران و امامان(ع) از جمله ولایت و زعامت سیاسی آنان مورد بحث قرار می گیرد و پس از اثبات این قسم از ولایت و حاكمیت نوبت به ولایت و حاكمیت سیاسی فقیهان جامع الشرایط در عصر غیبت می رسد. در این دوره: 1 ـ در اصل ضرورت نیابت، هیچ دانشمند و متفكر شیعی تردیدی نكرده است. 2 ـ در این كه نیابت از حجّت خدا، بر عنصر فقاهت و عدالت تكیه می زند و بر مدار آن سیر می كند نیز هیچ كس بحثی نداشته است. 3 ـ نیابت فقیهان در مرجعیت دینی و نیز فصل خصومت ها و دعاوی (ولایت در افتا و ولایت در قضاوت) نیز بدون هیچ مخالفتی مورد پذیرش واقع شده است. آنچه باقی می ماند نیابت فقیه جامع الشرایط از جانب امام معصوم(علیه السلام) در زمینة شأن امام یعنی زعامت سیاسی و رهبری اجتماعی است (ولایت سیاسی). از آنجا كه اصل، عدم ولایت است در این زمینه دلایل متعدد عقلی و نقلی اقامه شده است. یكی از دلایل عقلی را می توان به اختصار با مقدمات زیر این گونه بیان نمود:

 



ادامه مطلب


طبقه بندی: ولایت فقیه، 
برچسب ها: حاكمیت و حكومت، ولایت فقیه، نظام سیاسی اسلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 آذر 1392 توسط : خسرو زارعی

     

حكومت هایی كه در مغرب زمین به نام دین یا با اتكای به آن حكومت كردند، نوعاً سر از استبداد درآورده و حقوق مردم را به بهانه های مختلف نادیده انگاشتند.

اما آیین مقدس اسلام اهتمام و عنایت خاصی به حقوق مردم در مقابل حكومت داشته است، و چهارده سده پیش مردم خود را - كه مردمی قبیله ای و به دور از تمدن و دمكراسی بودند - صاحب حقوق متعدد اجتماعی و سیاسی و طبیعی بر شمرده و حاكمان را ملزم به رعایت آن نمود.

1. حق انتخاب حاكم (عدم تحمیل حكومت) 

2. حاكم، وكیل و امین مردم

3. حقوق اجتماعی فطری

4.آزادی های اجتماعی

5.حق نظارت و انتقاد

6.آزادی بیان

یکی از نمونه های آزادی بیان  در زمان حکومت امیر المومنین علی (ع) که آزادی بیان را نمایاگر می باشد گروه خوارج بودند، که امیر المومنین تا زمانی که با حضرت به جنگ نپرداخته بودنند ، با آنها مدارا کرد که به نمونه آن اشاره می نماییم :

خوارج آزادانه عقایدشان را ابراز می كردند و چه بسا در مسجد كوفه (مركز خلافت علی (علیه السلام)) وی را تكفیر می كردند.) امیرالمؤمنین با خوارج در منتهی درجه آزادی و دمكراسی رفتار كرد. هر گونه اقدام سیاسی و حكومتی برایش مقدور بود، اما او زندانشان نكرد و شلاقشان نزد. و حتی سهمیه آنها را از بیت المال قطع نكرد. با آنها همچون سایر افراد رفتار می كرد[1].

[1] . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، شرح خطبه 128؛ و نیز: گفتارهای معنوی، ص 18 و 19.

 





طبقه بندی: ولایت فقیه، 
برچسب ها: حقوق مردم در حکومت اسلامی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 10 آبان 1392 توسط : خسرو زارعی

      

  تبیین و تحلیل «ولایت مطلقه فقیه» از منظر امام خمینی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به دو شیوه ممکن است:

1- رجوع به منابع و متون اسلامی و آرای حضرت امام(ه) و دیگر فقیهان و اندیشمندان اسلامی

2- مراجعه به مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی برای فهم مقصود قانونگذاران از این عبارت

در این رابطه، ابتدا به بازخوانی معنای این اصطلاح از منظر حضرت امام (ره) با تکیه بر متون اسلامی میپردازیم، سپس ضمن مراجعه مختصری به مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی، تلاش میکنیم تا مقصود قانونگذارن را از این اصطلاح بیابیم.


ادامه مطلب


طبقه بندی: ولایت فقیه، 
برچسب ها: ولایت فقیه، مطلق یا مقید،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 3 آبان 1392 توسط : خسرو زارعی

با درک دقیق از لوازم حکومت و در عین حال جایگاه پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) در حکومت به تشریح حدود هر یک پرداخت تا شبهه هایی را که از این ناحیه نسبت به حکومت اسلامی و ولی فقیه وارد می شود، بی اثر سازد.

 

در اذهان بسیاری جایگاه اولیای دین امکان هیچ گونه مشارکتی به آنها نمی دهد لذا ادعای امکان برخورداری از اختیارات آنان در بعد حکومتی برای عالمان دینی و فقها، گاه موجب خلط مباحث کلامی و حکومتی می شد.

 

در این باره امام تاکید داشتند برخورداری از اختیارات حکومتی ضرورتا موجب یکسان دانستن فقها با امامان معصوم نیست. به بیان ایشان ؛ ولی فقیه در جهات مربوط به حکومت همانند رسول اکرم (ص) و ائمه (ع) اختیار و ولایت دارد و این به معنای هم مرتبه بودنشان با انبیا و ائمه (ع) نیست زیرا آنان دارای خلافت تکوینی الهی بودند پس فقیه عادل دارای همان شوون و اختیاراتی است که پیامبر (ص) و ائمه (ع) درباره حکومت و سیاست داشتند، زیرا این ولایت لازمه حکومت و اجرای احکام الهی است به این ترتیب حکومت، ماهیت مستقل خود را داراست و تابع شخصی افراد نیست، زیرا همان طور که ذکر شد منشا حکومت و مبدا آن از جانب خداوند است و همه افراد نیز در برابر احکام حکومتی یکسان هستند، چه در مسند اجرای احکام حکومتی قرار گیرند یا در جایگاهی که احکام حکومت بر آنها جاری شود، این بعد حقوقی حکومت اسلامی راه را بر تلقی حکومت دیکتاتوری از حکومت اسلامی می بندد.

 



ادامه مطلب


طبقه بندی: ولایت فقیه، 
برچسب ها: ولایت فقیه، حدود اختیارات رهبری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 مهر 1392 توسط : خسرو زارعی

در دوره امام باقر ـ علیه السّلام ـ چه شبهاتی راجع به دین اسلام وجود داشت و امام چگونه آنها را پاسخ می‌داد؟

پاسخ:

وجود شبهات درباره دین وعقاید امری طبیعی بوده كه بیشتر این شبهات دردین اسلام پس از پیامبربوده كه توسط امیرمومنان پاسخ داده می شد وغیرازآن حضرت كسی نتوانست به آنها پاسخ بدهد. درهردوره این شبهات ممكن است پدیدارشود.وهردینی باید ازمرجعی كه بتواند پاسخ آنها را بدهد برخوردار باشد.در دین اسلام غیر از ائمه كسی نبوده كه بتواند به این شبهات پاسخ قانع كننده بدهد.در دورة امام باقر ـ علیه السّلام ـ شبهاتی درباره ی دین وجود داشت. از جمله:
شبهاتی در مورد توحید، ذات، صفات و علم خداوند.
. شبهه جبر و اختیار و تفویض كه برخی هم معتقد بودند خداوند امور بندگان را به خود آنها واگذار و تفویض كرده و برخی معتقد بودند واگذار نشده و جبر حاكم است.
. شبهاتی در مورد امامت و اینكه امیر مؤمنان را بدعت‌گذار می‌نامیدند، تشكیك درانتساب حسنین به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز از جمله شبهات درباره‌ امامت آنها بود.
درباره‌ تفسیر برخی از آیات قرآن شبهات فراوانی وجود داشت كه امام جواب می‌داد.
امام باقر ـ علیه السّلام ـ با زمینه‌های مناسب، همه‌ را پاسخ داده و از اصل دین اسلام دفاع می كرد. چون با مطرح شدن برخی از شبهات اصل دین درمخاطره بودوهیچ كس درد دین نداشت ومتكفل پاسخ گویی به شبهات نبود ازاینروی امام با این موضع گیری از جایگاه امامت نیز دفاع نمود.
درباره ی پاسخهای امام نیز این نكته قابل توجه است كه پاسخها درخور میزان درك وعلم ودانایی افراد بود.
در اینجا به نمونه‌هایی از این شبهات وپاسخ امام اشاره می‌شود:
مردی از خوارج به امام باقر ـ علیه السّلام ـ گفت: چه چیز را می‌پرستی؟ امام فرمود: خداوند متعال را می‌پرستم. مرد پرسید: آیا او را دیده‌ای؟ امام فرمود: چشم‌ها با مشاهده حسّی او را ندیده‌اند، ولی قلبها به حقیقت ایمان خدا را یافته‌اند، خدا را به وسیلة مقایسه نمی‌توان شناخت و با حواس نمی‌توان درك كرد و شباهتی با آدمیان ندارد. خداوند به وسیلة نشانه‌ها و آیاتش توصیف شده و به آنها شناسایی می‌شود، در حكم و داوریش هرگز ستم نمی‌كند، این همان خدایی است كه جز او معبودی نیست، مرد از نزد حضرت بیرون آمد در حالی كه قانع شده بود و می‌گفت: خداوند بهتر دانسته است كه رسالتش را در كدام خاندان قرار دهد.(1)
2. روایت شده: سالم به حضور امام باقر ـ علیه السّلام ـ مشرف گردید و گفت: من نزد تو آمده‌ام كه راجع با این مرد گفتگو كنم، امام فرمود: كدام مرد؟ سالم گفت: علی بن ابی‌طالب. امام فرمود: دربارة كدام امر او؟ سالم گفت: دربارة بدعت‌گذاری و امر تازه و نوین او، امام فرمود: نگاه كن ببین كدام روایاتی كه راویان از پدران تو روایت كرده‌اند نزد تو معتبرند؟ ای سالم آیا این موضوع به گوش تو رسیده كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ سعد بن عباده را با بیرق انصار به جانب خیبر فرستاد و او شكست خورده، برگشت، آنگاه پیامبر، عمر بن خطاب را علمدار مهاجرین و انصار قرار داد و عمر و یارانش ترسیدند و برگشتند، سپس پیامبر فرمود: فردا بیرق را به دست مردی كرار ـ یعنی حمله كننده ـ می‌دهم كه فرار كننده نخواهد بود آن مرد را خدا و رسول دوست دارند. سالم گفت: آری قبول دارم، این موضوع را همه راویان نیز گفته‌اند، حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: ای سالم! اگر بگوئی خدای متعال علی ـ علیه السّلام ـ را دوست داشت ولی نمی‌دانست كه علی چه عملی انجام خواهد داد، كافر خواهی شدو اگر بگوئی خدا علی ـ علیه السّلام ـ را دوست داشت و می‌دانست كه علی چه عملی انجام خواهد داد. پس چه بدعتی است كه علی ـ علیه السّلام ـ احداث نموده؟! سالم از جواب حضرت قانع شد و گفت: مدت هفتاد سال خدا را در گمراهی عبادت ‌كردم.(اكنون به راه هدایت برگشتم).(2)
3. عمر بن عبید از امام باقر ـ علیه السّلام ـ معنای گفتار خداوند را پرسید كه می‌فرماید: آیا ندیدند آنان كه كفر ورزیدند كه آسمان‌ها و زمین بسته بودند پس آنها را شكافتیم.»(3) این بستن و شكافتن در آسمان و زمین چه بود؟ امام فرمود: آسمان بسته بود یعنی باران فرو نمی‌فرستاد و زمین بسته بود یعنی گیاه نمی‌رویاند. عمرو بن عبید خاموش شد و سپس از امام تفسیر و معنای آیه
و من یحلل علیه غضبی فقد هوی(4) را پرسید، كه غضب خدا به چه نحو است؟ امام فرمود: غضب خداوند همان كیفری است كه به خطاكاران و منحرفان روا می‌دارد، و كسی كه گمان كند غضب خداوند همانند غضب آدمیان به تحت تأثیر قرار گرفتن و تغییر روحیه و تحریك قوای درونی است، و غضب تغییری در خدا به وجود می‌آورد، به كفر گراییده است.(5)
4. محمّد بن مسلم از امام باقر ـ علیه السّلام ـ در زمینه اوصاف خداوند نقل كرده است: انه واحد، صمد، ... همانا او یكتای بی‌نیازی است كه همه به او نیازمندند حقیقتی است بسیط و یگانه، در او معانی متعدد و مختلف راه ندارد. محمّد بن مسلم می‌گوید به امام عرض كردم: برخی از مردم عراق معتقدند كه خداوند با چیزی می‌شنود و با چیز دیگری می‌بیند! امام فرمود: دروغ گفته و ملحد شده‌اند، خداوند را به غیر تشبیه كرده‌اند، او شنوایی بینا است با همان چیز كه می‌بیند، می‌شنود و با همان چیز كه می‌شنود، می‌بیند. محمّد می‌گوید: برخی مردم عراق گمان می‌كنند كه بینایی خداوند بر چیزی است كه آن را درك كرده و تعقل نماید! امام فرمود: اندیشه، فكر و تعقل از ویژگی‌های مخلوق است، و خداوند از صفات مخلوق مبرّا است.(6)



ادامه مطلب


برچسب ها: امام باقر ع، شبهات، شکافنده علوم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 مهر 1392 توسط : محمد شمسیان

          
 

 عملكرد حكومتها نشانگر تفكر و آرمان و عواطف نسبت به مردم است، چه بسا افرادى كه به قصد خدمت در مسند حكومت قرار مى‏گیرند، ولى سرانجام به نفع عموم و توده محروم كارى از پیش نمى‏برند و خدمتشان به خیانت مى‏انجامد و خود نیز در چاه ویل «حق الناس» و «حق اللّه» سر به نیست مى‏شوند.

امیرالمؤمنین على(ع) براى پیشگیرى از چنین پیشامدى، احساس روح برادرى و برابرى را در فرمانروایان حكومت اسلامى از اصیل‏ترین عوامل مى‏داند و به مالك اشتر مى‏فرماید در قلبت احساس مهربانى و محبت به مردم داشته باش.

بدیهى است چنین قلب رئوف و مهربانى وقتى در برابر مشكل مراجعه كننده‏اى قرار گیرد سعى در حل و فصل آن دارد و موانع زائد ادارى و بوروكراسى خشك و دست و پاگیر هرگز او را وادار نمى‏كند كه بدون در نظر گرفتن همه شرایط انسانى و عفو و رحمت اسلامى چشم خود را بربندد و به نام اجراى یك قانون، قوانین دیگر را نقض كند.



ادامه مطلب


طبقه بندی: ولایت فقیه، 
برچسب ها: حكومت معصومین علیهم السلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 19 مهر 1392 توسط : خسرو زارعی

                      

آیا  می توانندفقها مانند ولی فقیه حکومت کنند در زمانی که ولی فقیه وجود دارد ؟

یا این که می توانند حکومت داشته باشند و برای خودشان احکام حکومتی صادر نمایند ما شاهدی از زمان پیامبر اسلام می آورم تا مطلب روشن شود:

به شاهدى از ولایت امر در زمان معصومین علیهم السلام استفاده كنیم، با این بیان كه در زمان حكومت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله، امیرالمؤمنین و امام حسن علیه السلام، در تحت ولایت و زعامت هر یك از آن بزرگواران، معصوم یا معصومینى وجود داشتند؛ مانند حضرت على علیه السلام، فاطمه زهرا سلام الله علیها، و حسنین علیهما السلام در زمان حكومت پیامبر صلى الله علیه و آله و حضرت زهرا سلام الله علیه و حسنین علیهما السلام در زمان حكومت امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسین علیه السلام در زمان حكومت امام حسن علیه السلام.

روشن است كه هیچ یك از این معصومین علیهم السلام در تصدى امور عمومى جامعه ـ معاذ الله ـ ناتوان نبودند؛ با این كه بدون شك در تحت ولایت و زعامت رهبر زمان خود قرار داشتند و اطاعت از فرمان‏هاى او، بر آنان واجب بود؛ همان طور كه اطاعت از فرمان ولى فقیه، بر دیگر فقهاى جامع الشرایطى كه عضو جامعه تحت ولایت او هستند، واجب مى‏باشد. هم چنین مى‏دانیم كه بر اساس نظریه ولایت مطلقه فقیه، حدود اختیارات حكومتى معصومین علیهم السلام با فقیه جامع الشرایط، یكسان است و از این نظر فرقى بین زمان حضور و غیبت وجود ندارد. (1)

این مطلب گواه بر آن است كه در نظام حكومتى اسلام در زمان غیبت معصوم ، ولی فقیه حتی بر کسی که دارای شان و رتبه بالای فقاهت باشد هم ولایت دارد و تبعیت از ولی فقیه بر همگان واجب می باشد .

1 ـ به تعبیر حضرت امام قدس‏سره: «این توهم كه اختیارات حكومتى رسول اكرم صلى الله علیه و آله بیشتر از حضرت امیر علیه السلام بود یا اختیارات حضرت امیر علیه السلام بیش از فقیه است، باطل و غلط است» . (ولایت فقیه، ص 40، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى) . 

 





طبقه بندی: ولایت فقیه، 
برچسب ها: زعامت ولی فقیه، فقهای مرجع تقلید،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 مهر 1392 توسط : خسرو زارعی
  • تعداد کل صفحات : 16  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...